خرید بک لینک

بادل دیوانه خویم هرچه خواهی می کنی
درغزل آبادشعرم پادشاهی می کنی

لحظه ای برخوان شادی می کنی مهمان مرا
لحظه ای تا خانه ی دلشوره راهی می کنی


با جهان درصلحی وباقلب من دشمن شدی
دروجودم جنگهای گاه گاهی میکنی


درمسیرروشن عشق تومجنون گشته ام
دلخوشم وقتی به این لیلا نگاهی می کنی


بس که می دارم تورا مانندجان خودعزیز
بادل دیوانه خویم هرچه خواهی مکنی

برچسب: نویسنده: ترانه اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 10 تير 1403 ساعت: 14:55

فاصله بدجور حسودم کرده
آنقدر که گاهی حتی
حسادت می کنم
به رزهای قرمزی
که ازگلفروشی ها بیرون می زنند
باخودم فکر می گنم
این گلهای عاشق
قراراست کدام دستهارابه هم پیونددهد
کدام لبهارابه هم برساند
کدام زن را لیلا کند
کدام مردرامجنون !

برچسب: نویسنده: ترانه اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 10 تير 1403 ساعت: 14:55

دشت زیتون رابه غم آلوده کرددستهای وحشی نامهربانمیشودتکرارهردم کربلاپیش چشم بی خیال این جهاندست قدرت می زندبرپشت ظلمشیرترهی میشود، خون می خوردافتخارش می شود کودک کشیآبرو ازنسل آدم می برد زندگی دربندذلت مردگی استپس چرا خاموش می مانیم وکرهرکه برلب مهر خاموشی زدهمی کند همدستی ابلیس شراهل عالم چرت خرگوشی بس استدرد آهش تا ثریارفتهه استزخم مظلومان ندارد مرهمی؟کاسه های صبرشان سررفته است باقلم بااسلحه یاباهنرهرچه باشدمی شود فریادشدمی شود جنگیدبا نامردمانبرعلیه لشکر بیدادشد!✍️ جمیله عجم

برچسب: نویسنده: ترانه اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 10 تير 1403 ساعت: 14:55

صفحه بندی